تبليغاتX
اسطوره

اسطوره

مقالات علمی و اخبار هنری

دانشجویان ارتباطات  درس تجزیه و تحلیل برنامه های رادیو و تلویزیونی:

۱- تا جایی که در خاطرم هست قول جزوه نداده بودم.

۲- دانشجویان محترم می توانند به جزوه قبلی این درس مراجعه نمایند . اما این مطالب حذف می گردد : الف - مونتاژ ب - نورپردازی ج- اندازه نماها

۳- جزوه تایپ شده تنها بخشی از مطالب کلاسی است حتما به مطالب مطرح شده در کلاس که در جزوه نیامده است مراجعه فرمایید.

۴- دو نمره مربوط به ارائه تحلیل یک برنامه رادیویی یا تلویزیونی براساس مطالب و فرم ارائه شده در کلاس یا به صورت کتبی و ارائه آن در همان جلسه امتحان کتبی و یا قرار دادن تحلیل در وبلاگ دانشجو خواهد بود، که در این صورت دانشجویان محترم می بایست در همین وبلاگ، نشانی وبلاگ خود را قرار دهند. 

دانشجویان رشته نمایش درس نمایشنامه نویسی رادیو و تلویزیونی:

امتحان عملی ( ارائه یک نمایشنامه کامل رادیویی یا تلویزیونی ) ۱۰ نمره

امتحان کتبی ۱۰ نمره

همچنین دانشجویان این درس آمادگی نگارش برخی اتودهای نمایشنامه نویسی رادیویی و تلویزیونی را در جلسه امتحان داشته باشند.

 

دانشجویان تکنولوژی آموزشی درس رادیو آموزشی :

ارائه تحقیقات ، متن برنامه و برگه فرمت بندی ، هنگام ضبط برنامه .

 

دانشجویان رشته نمایش درس کودک و نمایش :

 جزوه مربوط به مبحث روانشناسی کودک تنها ۲ تا ۳ نمره در امتحان خواهد داشت و باقی سوالات مربوط به سایر مباحث ارائه شده در کلاس است.

آزمون درس های دیگر نیز طبق شیوه ای که در کلاس شرح داده شده برگزار می گردد . موفق باشید! 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/27ساعت   توسط علیرضا گلستانی عراقی  | 

این مطالب ناقص است لطفا به مطالب ارائه شده در کلاس مراجعه فرمایید.

تدوين:

اولين فيلمي كه در تاريخ سينما ساخته شد فيلم برادران لومير بود كه در آن از مونتاژ استفاده نشده بود.اما بعدها لزوم استفاده از مونتاژ امري ضروري گشت .برخي از دلايلي كه مارا ناچار به مونتاژ فيلم ميكند بيدن شرح مي باشند:

الف – محدوديت مواد مورد استفاده در فيلمبرداري

ب- ويرايش راش ها (حذف توپق ها ، اشتباهات و تصاوير اوتي)

ج- امكان تسريع ذز فيلمبرداري و از بين بردن رفت و آمدها و تغيير غير ضروري لوكيشن ها (محل فيلمبرداري يا تصوير برداري)

د- كمك به ايجاد ريتم مناسب.

هنگام اتصال دو پلان مختلف به يكديگر مي توان از طرق مختلفي اين پيوند را انجام داد.ابتدا كات ، كات ساده ترين راه اتصال تصوير است و داراي انرژي زياد و ريتمي تند است .كات در واقع به اين معني است كه پلاني بريده شود و به پلان بعدي بچسبد. ديزالو نوع ديگر انتقال تصوير است بيشتر گذشت زمان را نشان مي دهد پلان اول كمرنگ مي شود و پلان دوم اندك اندك پررنگ مي شود و جايگزين پلان اول مي گردد. وايپ: نوع ديگري از روش انتقال تصوير است كه براساس شكل هاي مختلفي پلان 2 جايگزين شلان اول مي شود. فيد اگر تصير اندگ اندك در ساهي فرورود fade out  و اگر از سياهي بيرون بيايد fade in ناميده مي شود.معمولا از فيد براي نشان دادن پايان يك فصل و آغاز فصل نويي در فيلمنامه استفاده مي كنند .در خصوص موارد ديگر اتصال تصاوير به يكديگر به يادداشت هاي كلاسي خود مراجعه نماييد.

اما در يك تدوين خوب در واقع بايد تماشاگر متوجه رويداد ها شود در چنين شرايطي يكي از موارد مهمي كه در تدوين بايد مدنظر مونتور و كارگردان قرار گيرد نسبت و روابط اجزاء صحنه هستند. بر همين اساس خطي فرضي در نظر مي گيرند و دوربين تنها در يكسو و به اندازه 180 درجه مي تواند حركت كند زيرا با گذشتن از اين خط 180 درجه روابط حالتي عكس مي يابند و مخاطب سردرگم مي شود.

گاه سوژه ما متحرك است و لازم است در تدوين نحوه حركت او لحاظ گردد برهمين اساس اگر شوژه از قاب خارج شد براي اينكه تداوم  حركت او را نشان دهيم مثلا به جايي مي رود از هر طرف قاب كه سوژه خارج شد در پلان بعد از جهت عكس آن خارج مي شود ، اما اگر خواستيم بگوييم سوژه از حركت خود بازمي گردد از سويي كه خارج شده در پلان بعد از همان سمت وارد قاب مي شود. در اين خصوص به طور مشروح در كلاس توضيح داده شده است. همچنين مروري به سبك هاي آيزنشتاين و گريفيث در مونتاژ داشته باشيد.

هنگاميكه اتصال دو تصوير به شكل فني نباشد ، احساس نوعي پرش تصويري در مخاطب شكل مي گيرد كه به اين حالت جامپ كات گفته مي شود.

لنز ها را می توان به سه گروه اصلی تقسیم نمود ، لنزهای واید ۲- لنزهای تله فوتو ۳- لنزهای نرمال

لنزهای واید دارای فاصله کانونی کوتاه تر بوده دارای زوایه دید باز  می باشند .همچنین دارای عمق میدان زیاد می باشند . عمق میدان فصله اولین نقطه فوکوس تا آخرین نقطه آن است. این نوع لنزها بیشتر برای تصویربرداری و یا عکاسی از سوژه های بزرگ مانند ساختمان ، سالن ها و ... به کار می روند. 

لنزهای تله دارای فاصله کانونی زیاد و زاویه دید و عمق میدان کم هستند این نوع لنزها برای گرفتن عکس های درشت و دارای جزییات به کار می روند.

لنزهای نرمال دیدی شبیه دید آدمی دارند.

لنزهای زوم که در واقع لنزهایی هستند با فاصله کانونی متغیر که بنا به نیاز ممکن است به حالت تله یا واید درآیند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/14ساعت   توسط علیرضا گلستانی عراقی  | 

مرد، خسته و پریده رنگ با کفش های خاک آلود و شلوار گشادش داشت یخچال رنگ به رنگ مغازه را برانداز می کرد. از لهجه و قیافه اش مشخص بود اهل این حوالی نیست و از ولایت دوری اومده.  به شوق همه چیز را می دید انگار نگاهش  روی هرچیزی که می افتاد، مزه اش را می چشید. دست های  پینه بسته اش که گچی و سفید بودن رو تو جیبش فرو برد ، پشت کرد به همه کسایی که داخل مغازه بودن و پولاش رو شمرد. چند چیز رو قیمت کرد و سر انجام رانی انتخاب کرد، مغازه دار رانی رو آورد ، بی معطلی پول را داد به فروشنده، بقیه پول هاش رو گذاشت توی جیبش، در رانی را باز کرد و پشت به فروشنده و مشتری ها رانی سر می کشید و هر بار نفسی تازه می کرد و به قوطی فلزی رانی نگاه می کرد ،انگار که قوطی فلزی نبود، شیشه ای بود و اون می تونست ببینه چقدر دیگه توش باقی مونده، انگار دوست نداشت رانی تموم بشه ،بعد به خوراکی های داخل یخچال نگاه می کرد . خستگی از قیافه آفتاب سوخته اش می بارید،یه بچه سه چهار ساله با پدرش وارد مغازه شد و بهانه می گرفت، صدای بچه که اومد برگشت به بچه نگاه کرد، رانی نیمه خورده رو انداخت توی سطل آشغال، انگار دلش رو زده بود، دو تا آب نبات چوبی خرید یکیش رو داد دست پسر بچه و قبل از اینکه پدر فرصت کنه چیزی بگه از مغازه رفت بیرون. پدر آب نبات رو از دست پسربچه کشید بیرون ، صدای گریه بچه بلند شد، پدر خواست بره دنبالش که  فروشنده راهش رو بست و گفت: ولش کن ، می شناسمش ، آدم خوبیه، یه پسر بچه داره همسن بچه شما که تو ولایت خودشونه، حتما دلش برای بچه اش تنگ شده، فکر کنم روزی که برگرده یه چمدون پر آب نبات چوبی با خودش ببره، بذار دلش خوش باشه!

 پدر به کوچه خالی که دیگه مرد خسته توش دیده نمی شد نگاهی کرد ، آب نبات رو باز کرد و داد به بچه، پسربچه آب نبات رو از دست پدرش گرفت و  گذاشت توی دهنش و دیگه بهونه نگرفت.

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/24ساعت   توسط علیرضا گلستانی عراقی  | 

مرد هزار چهره

پس از پخش سریال مرد هزار چهره از شبکه سوم سیما حاشیه هایی برای این سریال درست شده که نمی دانم گویی تازه تلویزیون وارد این مملکت شده است .گویی برخی فراموش کرده اند در دیاری زندگی می کنند که زبان روزمره مردم پر از ایهام و استعاره است، در این خصوص فقط می توانم بگویم فراموش نکنیم این یک مجموعه نمایشی است نه مستند و نکات زیر را بیان نمایم و فارغ از هر حاشیه ای به بررسی ساختار این سریال می پردازم: 

۱- هر اثر هنری در خود دارای گوهر تخیل است و چنانچه ما در این اثر به کشف محض واقعیت بپردازیم راهی اشتباه را پیموده ایم. هر اثر هنری هرچقدر هم تخیلی باشد جای پایی در واقعیت دارد اما عین واقعیت نیست. پس چگونه به جای تحلیل خود اثر، به بررسی آدرس منزل شخصیت کار و شباهتش با منزل هنرمندی گرامی می پردازیم ونتیجه می گیریم منظور نویسنده  همان هنرمند بوده است؟

۲- هر اثر مبتنی بر یک بستر اجتماعی است و چنانچه برخوردهایی مانند این که اگر فلان شخصیت، فلان پایگاه اجتماعی را دارد، یعنی دقیقا همه افراد آن گروه را شامل می شود، برخوردی من درآوردیو غیر علمی است که متاسفانه در چند اثر مختلف شاهد آن بوده ایم که مثلا شاغلین در فلان شغل به آن اعتراض نموده اند و بیشتر به نظر می رسد که این اعتراضات از جایی دیگر باشد، در چنین فضایی  و  با این نوع برخوردها ،هنرمندان ناچار باید به جای  استفاده از زمینه اجتماعی جامعه ای که در آن اثر تولید می شود، برای آنکه از این اتهامات تبرئه گردند، بستر اجتماعی اثر خود  را  از ناکجا آباد بیاورند که نتیجه چنین اقدامی هم به گل و بلبل ختم می شود، حالا اگر نام اداره ای برده می شود منظور همان اداره نیست هر اداره ای می تواند در جای آن قرار گیرد زیرا بالخره شخصیت باید بر یک بستر اجتماعی تکیه داشته باشد، پس اینکه شنیده می شود فلان اداره شکایت کرده است گمانم بیشتر یک سوء تفاهم یا  عدم درک برنامه از سوی مسئولین آن اداره باشد. اتفاقی که مشابه آن را بسیار دیده ایم فیلم شوکران و حاشیه های آن را به یاد آورید!

۳- تا جایی که می دانم متون قبل از تولید مانند بسیاری دیگر از رادیو تلویزیون های دنیا، در صدا و سیما به تصویب می رسند و تصویب آن ها یک پروسه قانونی است ، پس از تولید یک برنامه ممکن است برخی نکات جزیی تغییر یابد اما این که به طور کلی اثر تغییر نماید چندان مطابق واقعیت به نظر نمی آید آن هم در یک برنامه تولیدی. اگر صدا و سیما با این مجموعه مشکل جدی داشت اصلا چه لزومی داشت که آن را پخش کند؟!

۴- در این سریال  بسیاری از اتفاقات بر اساس شانس و تصادف و منطق کمدی اثر به وجود می آید که تابع ژانر این اثر می باشد این منطق با منطق رئالیستی متفاوت است  و نتیجه آن می شود که در  چنین سریالی تمام عناصر از نام محل و ... نیز تابع چنین قانونی می شود. که اگر چنین نبود و منطق یک اثر نمایشی همان منطق رئالیستی محض بود، پس فرق میان مسابقه فوتبال و مستند و برنامه داستانی در چه بود؟

۵- با این روند گمانم برای رسانه ملی تولید هزل های و هجویه های بی حاشیه ای مانند چارخونه و زیر آسمان شهر و کارهایی از این دست بهتر باشد ، با این حاشیه ها که متاسفانه در بسیاری موارد از زبان دوستانی آشنا به مباحث هنری و طنز مطرح می شود نتیجه آن می شود که رسانه ملی عطای تولیدات طنز مبتنی بر زمینه های اجتماعی را به لقای آن ببخشد. به قولی سری که در نمی کند دستمال نمی بندند!!!

۶- به هر حال در فرهنگ مردمان ایران زمین بنا به دلایل متعدد تاریخی شوخی و طنز جایگاه ویژه ای دارد و برای مردم این مرزو بوم آشنا است ، پس بهتر است از حافظه تاریخی خود بهره جوییم و نقد منصفانه انجام دهیم تا شاهد تولیداتی فاخر  در رسانه  ملی باشیم . 

به هرروی مسعود شصتچی نماینده همه آدم هایی است که می دانند این کاره نیستند اما اشتباهی می پذیرند که باشند و متاسفانه اشتباهی هستند و  با تاسف بیشتر این اشتباهی ها کم هم نیستند!!!!!!!!!!!!!!!!!؟  

لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/01/21ساعت   توسط علیرضا گلستانی عراقی  | 

تنها کودکان سینه خوار ستاره و آهو می فهمند
 چرا شب همه شب
پریون هفت پرده ی لافتا می آیند
به حیرت آدمی از سهم علاقه اشاره می کنند
و باز به بالای بهشت بوسه ها باز می گردند
خودم به تو خواهم گفت
از دیگران مپرس !
من در قمار همین علاقه های آسان آدمی
گریه ها از دامن دریا برده و
 خواب ها به قیمت همین بیداری بی خیال باخته ام
 گوش کن ،
من خود شنیدم
پرنده ای که تازه از بالای بهشت بی مگو آمده بود
داشت با باد
 از سکونت ستاره و آهو سخن می گفت:
هی شیر خواره ی خسته
 اولاد هفت پرده ی لافتا
تو باید سنگ ها کشیده باشی
تا سبک از ترس این گردنه بگذری

+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/17ساعت   توسط علیرضا گلستانی عراقی  | 

نشستی با پروفسور فرهاد ناظرزاده کرمانی در دانشگاه آزاد اسلامی اراک در روز سه شنبه۱۴/۱۲/۸۶ به همت دانشکده علوم انسانی و با حضور دانشجویان رشته نمایش و ارتباطات برگزار شد.

در این نشست پروفسور ناظرزاده کرمانی به شرح سبک در ادبیات نمایشی پرداختند و سپس به سوالات دانشجویان در این خصوص پاسخ هایی ارائه گردید و در پایان دو تن از دانشجویان رشته نمایش از رساله کاترشناسی خود دفاع کردند و هردو نفر با نمره الف موفق به اخذ درجه کارشناسی ادبیات نمایشی شدند.

امیدوارم این نشست های ارزشمند ادامه پیدا کند . در ادامه مطلب می توانید مروری بر زندگینامه و آثار پروفسور ناظرزاده کرمانی که به حق می توان ایشان را پدر تئاتر علمی ایران نامید، به نقل از http://www.iricap.com، بپردازید!!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/12/15ساعت   توسط علیرضا گلستانی عراقی  | 

فیلم سنتوری آخرین ساخته داریوش مهرجویی در بین مخاطبان خود عکس العمل های مختلفی را ایجاد کرده است . این فیلم  داستان علی سنتوری خواننده ای است که به دلیل اعتیاد و سختگیری های خانواده مذهبی اش از جامعه گریزان می شود و این جامعه گریزی با خیانت همسرش به اوج می رسد. 

داستان فیلم داستانی معمولی است ، در این فیلم از نشانه های شایسته هامون و درگیری های پری ، شخصیت سارا که معمولا خاص بودن کارهای مهرجویی را نشان می دهد خبری نیست. فیلمنامه دارای نقایص بسیار مشخص است .با هم برخی از این نقایص را مورد ارزیابی قرار می دهیم:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/12/14ساعت   توسط علیرضا گلستانی عراقی  | 

اولین همایش نمایشنامه خوانی بیان از سوی حوزه هنری استان مرکز برگزار شد ، دوستان عزیز در خصوص شباهت ها و تفاوت های نمایشنامه خوانی و نمایش رادیویی سوالاتی مطرح نمودند که مطلب زیر را به طور خلاصه تقدیم می دارم :

نمایش رادیویی و نمایشنامه خوانی:

برای آنکه  بتوان پدیده ها را به دقت مورد بررسی قرار داد باید آنها را تعریف نمود . نمایش رادیویی یکی از انواع برنامه هایی است که از طریق رادیو با اهداف مختلفی چون سرگرمی ، آموزش و ... پخش می شود .

برای مطالعه روی ادامه مطلب کلیک فرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/12/02ساعت   توسط علیرضا گلستانی عراقی  | 

نمرات درس کودک و نمایش اعلام شد ، دانشجویان محترم می توانند از امروز با مراجعه به گروه از نمره خود آگاه شوند.همچنین نمرات اصلی روز شنبه ۲۷/۱۱/۸۶ وارد خواهد شد لذا دانشجویانی که نسبت به نمره خود اعتراض دارند می توانند اعتراض خود را به صورت کتبی تا روز ۲۴/۱۱/۸۶ به گروه تحویل و یا تا تاریخ ۲۶/۱۱/۸۶ از طریق همین پست  اعلام نمایند.

                                                                                                             موفق باشید

+ نوشته شده در  شنبه 1386/11/20ساعت   توسط علیرضا گلستانی عراقی  | 

 
لبخند خدا

زنده‌یاد قیصر امین‌پور (روحش شاد)

پیش از اینها فکر می‌کردم خدا 
خانه‌ای دارد کنار ابرها

مثل قصر پادشاه قصه‌ها  
خشتی از الماس و خشتی از طلا

برای مطالعه متن کامل شعر بر روی  ادامه مطلب کلیک فرمایید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/11/05ساعت   توسط علیرضا گلستانی عراقی  |