سفر ايستگاه
قطار مي رود
تو مي روي
تمام ايستگاه مي رود
و من چقدر ساده ام
كه سال هاي سال
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان
به نرده هاي ايستگاه رفته
تكيه داده ام!
ادامه مطلب
مقالات علمی و اخبار هنری
سفر ايستگاه
قطار مي رود
تو مي روي
تمام ايستگاه مي رود
و من چقدر ساده ام
كه سال هاي سال
در انتظار تو
كنار اين قطار رفته ايستاده ام
و همچنان
به نرده هاي ايستگاه رفته
تكيه داده ام!
چند ی است که در صدا و سیما بازیگران به جای مجری ها در مقابل دوربین قرار می گیرند.داریوش ارجمند، مهرانه مهین ترابی ، رسول نجفیان، رامبد جوان و ...
آیا مجری گری همان بازیگری است و چه لزومی دارد یک بازیگر خوب، مجری خوبی باشد؟ این سوالی است که مدیران رسانه ملی از خود باید بپرسند. متاسفانه این روزها از هر عنصری برای داشتن مخاطب استفاده می شود و حضور بازیگران در مقابل دوربین و برنامه های مختلف از شبکه های مختلف یکی از این راهکارهاست. این راهکار در واقع جایگزین بسیاری از مسائلی شده است که در صدا و سیما باید مد نظر قرار گیرد، مواردی چون اهیت به محتوای برنامه ها و یا اهمیت به زیبایی شناسی و ... جالب آنکه تقریبا در تمام شبکه های تلویزیونی این اتفاق می افتد. برخی برنامه ها ی این شبکه ها را با هم مقایسه نمایید تنها تفاوت میان آنها در آن است که در یکی بهروز بقایی محری است ، در دیگری رسول نجفیان و در آن یکی رامبد جوان.
صدا و سیما به عنوان تاثیرگذارترین رسانه در واقع می تواند در بسیاری موارد یکی از عوامل موثر در تغییرات فرهنگی کشور باشد. حال در شرایطی که عشق ظاهری به سینما و بازیگری در جامعه ما تبدیل به جریانی بزرگ شده است،متاسفانه این عشق بی منطق اکنون از محدوده جوانان این سرزمین پا را فراتر گذاشته و رسانه ملی را نیز درگیر کرده است، اما توجه نمایید خود به خود پخش چنین برنامه هایی و دریافت نظر از بازیگران در زمینه هایی که حتی دربسیاری موارد تعریفی دقیق از آن ندارند، نمی تواند اعتماد مخاطب را جلب نماید و نتیجه اینکه رسانه از وظیفه اصلی خود باز می ماند.
این روزها که می روند و در انتظار خبری به این سو و آن سو می آییم و می رویم نمی دانیم چه می خواهیم. یک نفر دنبال مجوز است ، یک نفر به دنبال فراخوان جشنواره ، عده ای سابقه کار می خواهند و عده ای می آیند و می روند بی آنکه بدانند چه می خواهند.
سال ۱۳۸۶ است وضع تئاتر مانند سال های گذشته است فرقی نمی کند در اراک باشد یا تهران يا هركجاي ديگر ، همچنان عده ای کار می کنند و عده ای در جستجوی سالن روز می گذرانند، البته گمان نكنيد اجرا در سالن ها مربوط به بند پ است .فراخوان جشنواره کودک اصفهان رسیده است . اجرای عموم برای حضور در جشنواره الزامی شده ، بعد از مدت ها احترام به مخاطب و تماشاگر در این جشنواره لحاظ شد و اکنون گروه های تئاتری باید سی دی آماده کار خود را برای شرکت در جشنواره ارسال نمایند . اما آیا هیئت محترم بازبین می تواند از روی فیلم تئاتر به بررسی کارشناسی آن بپردازد؟ تفاوت تئاتر و فيلم پس در چيست؟ ( شاید سهمیه بندی بنزین در عدم بازبینی آثار در سالن نمایش بی تاثیر نباشد) اما در این صورت آیا واقعا از روی سی دی می توان ویژگی های گروه را حدس زد؟ شاید بهتر بود به جای عنوان جشنواره تئاتر کودک نوجوان عنوان جشنواره به جشنواره تله تئاتر مدار تئاتر کودک نوجوان تغییر می یافت. در این وانفسای نمایشنامه نویسی این هم لطمه ای دیگر شاید باشد برای گریز از وجود یک متن منسجم در تئاتر .امروز نامه ای به دستم رسید که از گروه های صدا و سیما نیز برای شرکت در جشنواره دعوت شده است ( اقدام خلاقانه) نتیجه این اقدام: به دلیل اینکه در صدا و سیما عوامل بیشتر هستند و تجهیزات حرفه ای برای تصویر برداری از نمایش ها موجود است ، احتمال برگزیده شدن آثار صدا و سیمایی بیشتر از نمایش هایی است که فقط در سالن های نمایش به اجرا در آمده اند و بیچاره هنرمندانی که تنها در زمینه تئاتر فعالیت داشته اند به هر جهت این به الزام اجرای عموم داشتن در !
نکته قابل ملاحظه اینکه هنوز نگاه به تئاتر کودک و نوجوان نگاهی طنز آلود و کارشناسی نشده است .آقایان محترم ، برگزار کنندگان جشنواره باور کنید اگر رویای دور از دسترس تئاتر ملی را در ذهن می پرورانید باید بیش از اینها کودکان سرزمینمان را به رفتن به سالن تئاتر تشویق کنید و نه نشستن در برابر صفحه جادویی تلویزیون . به هر حال امیدوارم ( هرچند نا امیدم ) توجه به تئاتر کودک و وضعیت بغرنج آن در راس برنامه ریزی های مرکز هنرهای نمایشی قرار گیرد. که تئاتر نه از روی آمار که بر اثر تولید و تشویق و آموزش بارور می گردد.