
پس از پخش سریال مرد هزار چهره از شبکه سوم سیما حاشیه هایی برای این سریال درست شده که نمی دانم گویی تازه تلویزیون وارد این مملکت شده است .گویی برخی فراموش کرده اند در دیاری زندگی می کنند که زبان روزمره مردم پر از ایهام و استعاره است، در این خصوص فقط می توانم بگویم فراموش نکنیم این یک مجموعه نمایشی است نه مستند و نکات زیر را بیان نمایم و فارغ از هر حاشیه ای به بررسی ساختار این سریال می پردازم:
۱- هر اثر هنری در خود دارای گوهر تخیل است و چنانچه ما در این اثر به کشف محض واقعیت بپردازیم راهی اشتباه را پیموده ایم. هر اثر هنری هرچقدر هم تخیلی باشد جای پایی در واقعیت دارد اما عین واقعیت نیست. پس چگونه به جای تحلیل خود اثر، به بررسی آدرس منزل شخصیت کار و شباهتش با منزل هنرمندی گرامی می پردازیم ونتیجه می گیریم منظور نویسنده همان هنرمند بوده است؟
۲- هر اثر مبتنی بر یک بستر اجتماعی است و چنانچه برخوردهایی مانند این که اگر فلان شخصیت، فلان پایگاه اجتماعی را دارد، یعنی دقیقا همه افراد آن گروه را شامل می شود، برخوردی من درآوردیو غیر علمی است که متاسفانه در چند اثر مختلف شاهد آن بوده ایم که مثلا شاغلین در فلان شغل به آن اعتراض نموده اند و بیشتر به نظر می رسد که این اعتراضات از جایی دیگر باشد، در چنین فضایی و با این نوع برخوردها ،هنرمندان ناچار باید به جای استفاده از زمینه اجتماعی جامعه ای که در آن اثر تولید می شود، برای آنکه از این اتهامات تبرئه گردند، بستر اجتماعی اثر خود را از ناکجا آباد بیاورند که نتیجه چنین اقدامی هم به گل و بلبل ختم می شود، حالا اگر نام اداره ای برده می شود منظور همان اداره نیست هر اداره ای می تواند در جای آن قرار گیرد زیرا بالخره شخصیت باید بر یک بستر اجتماعی تکیه داشته باشد، پس اینکه شنیده می شود فلان اداره شکایت کرده است گمانم بیشتر یک سوء تفاهم یا عدم درک برنامه از سوی مسئولین آن اداره باشد. اتفاقی که مشابه آن را بسیار دیده ایم فیلم شوکران و حاشیه های آن را به یاد آورید!
۳- تا جایی که می دانم متون قبل از تولید مانند بسیاری دیگر از رادیو تلویزیون های دنیا، در صدا و سیما به تصویب می رسند و تصویب آن ها یک پروسه قانونی است ، پس از تولید یک برنامه ممکن است برخی نکات جزیی تغییر یابد اما این که به طور کلی اثر تغییر نماید چندان مطابق واقعیت به نظر نمی آید آن هم در یک برنامه تولیدی. اگر صدا و سیما با این مجموعه مشکل جدی داشت اصلا چه لزومی داشت که آن را پخش کند؟!
۴- در این سریال بسیاری از اتفاقات بر اساس شانس و تصادف و منطق کمدی اثر به وجود می آید که تابع ژانر این اثر می باشد این منطق با منطق رئالیستی متفاوت است و نتیجه آن می شود که در چنین سریالی تمام عناصر از نام محل و ... نیز تابع چنین قانونی می شود. که اگر چنین نبود و منطق یک اثر نمایشی همان منطق رئالیستی محض بود، پس فرق میان مسابقه فوتبال و مستند و برنامه داستانی در چه بود؟
۵- با این روند گمانم برای رسانه ملی تولید هزل های و هجویه های بی حاشیه ای مانند چارخونه و زیر آسمان شهر و کارهایی از این دست بهتر باشد ، با این حاشیه ها که متاسفانه در بسیاری موارد از زبان دوستانی آشنا به مباحث هنری و طنز مطرح می شود نتیجه آن می شود که رسانه ملی عطای تولیدات طنز مبتنی بر زمینه های اجتماعی را به لقای آن ببخشد. به قولی سری که در نمی کند دستمال نمی بندند!!!
۶- به هر حال در فرهنگ مردمان ایران زمین بنا به دلایل متعدد تاریخی شوخی و طنز جایگاه ویژه ای دارد و برای مردم این مرزو بوم آشنا است ، پس بهتر است از حافظه تاریخی خود بهره جوییم و نقد منصفانه انجام دهیم تا شاهد تولیداتی فاخر در رسانه ملی باشیم .
به هرروی مسعود شصتچی نماینده همه آدم هایی است که می دانند این کاره نیستند اما اشتباهی می پذیرند که باشند و متاسفانه اشتباهی هستند و با تاسف بیشتر این اشتباهی ها کم هم نیستند!!!!!!!!!!!!!!!!!؟
لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک فرمایید
ادامه مطلب