تبليغاتX
اسطوره - تدوین و لنزها

اسطوره

مقالات علمی و اخبار هنری

این مطالب ناقص است لطفا به مطالب ارائه شده در کلاس مراجعه فرمایید.

تدوين:

اولين فيلمي كه در تاريخ سينما ساخته شد فيلم برادران لومير بود كه در آن از مونتاژ استفاده نشده بود.اما بعدها لزوم استفاده از مونتاژ امري ضروري گشت .برخي از دلايلي كه مارا ناچار به مونتاژ فيلم ميكند بيدن شرح مي باشند:

الف – محدوديت مواد مورد استفاده در فيلمبرداري

ب- ويرايش راش ها (حذف توپق ها ، اشتباهات و تصاوير اوتي)

ج- امكان تسريع ذز فيلمبرداري و از بين بردن رفت و آمدها و تغيير غير ضروري لوكيشن ها (محل فيلمبرداري يا تصوير برداري)

د- كمك به ايجاد ريتم مناسب.

هنگام اتصال دو پلان مختلف به يكديگر مي توان از طرق مختلفي اين پيوند را انجام داد.ابتدا كات ، كات ساده ترين راه اتصال تصوير است و داراي انرژي زياد و ريتمي تند است .كات در واقع به اين معني است كه پلاني بريده شود و به پلان بعدي بچسبد. ديزالو نوع ديگر انتقال تصوير است بيشتر گذشت زمان را نشان مي دهد پلان اول كمرنگ مي شود و پلان دوم اندك اندك پررنگ مي شود و جايگزين پلان اول مي گردد. وايپ: نوع ديگري از روش انتقال تصوير است كه براساس شكل هاي مختلفي پلان 2 جايگزين شلان اول مي شود. فيد اگر تصير اندگ اندك در ساهي فرورود fade out  و اگر از سياهي بيرون بيايد fade in ناميده مي شود.معمولا از فيد براي نشان دادن پايان يك فصل و آغاز فصل نويي در فيلمنامه استفاده مي كنند .در خصوص موارد ديگر اتصال تصاوير به يكديگر به يادداشت هاي كلاسي خود مراجعه نماييد.

اما در يك تدوين خوب در واقع بايد تماشاگر متوجه رويداد ها شود در چنين شرايطي يكي از موارد مهمي كه در تدوين بايد مدنظر مونتور و كارگردان قرار گيرد نسبت و روابط اجزاء صحنه هستند. بر همين اساس خطي فرضي در نظر مي گيرند و دوربين تنها در يكسو و به اندازه 180 درجه مي تواند حركت كند زيرا با گذشتن از اين خط 180 درجه روابط حالتي عكس مي يابند و مخاطب سردرگم مي شود.

گاه سوژه ما متحرك است و لازم است در تدوين نحوه حركت او لحاظ گردد برهمين اساس اگر شوژه از قاب خارج شد براي اينكه تداوم  حركت او را نشان دهيم مثلا به جايي مي رود از هر طرف قاب كه سوژه خارج شد در پلان بعد از جهت عكس آن خارج مي شود ، اما اگر خواستيم بگوييم سوژه از حركت خود بازمي گردد از سويي كه خارج شده در پلان بعد از همان سمت وارد قاب مي شود. در اين خصوص به طور مشروح در كلاس توضيح داده شده است. همچنين مروري به سبك هاي آيزنشتاين و گريفيث در مونتاژ داشته باشيد.

هنگاميكه اتصال دو تصوير به شكل فني نباشد ، احساس نوعي پرش تصويري در مخاطب شكل مي گيرد كه به اين حالت جامپ كات گفته مي شود.

لنز ها را می توان به سه گروه اصلی تقسیم نمود ، لنزهای واید ۲- لنزهای تله فوتو ۳- لنزهای نرمال

لنزهای واید دارای فاصله کانونی کوتاه تر بوده دارای زوایه دید باز  می باشند .همچنین دارای عمق میدان زیاد می باشند . عمق میدان فصله اولین نقطه فوکوس تا آخرین نقطه آن است. این نوع لنزها بیشتر برای تصویربرداری و یا عکاسی از سوژه های بزرگ مانند ساختمان ، سالن ها و ... به کار می روند. 

لنزهای تله دارای فاصله کانونی زیاد و زاویه دید و عمق میدان کم هستند این نوع لنزها برای گرفتن عکس های درشت و دارای جزییات به کار می روند.

لنزهای نرمال دیدی شبیه دید آدمی دارند.

لنزهای زوم که در واقع لنزهایی هستند با فاصله کانونی متغیر که بنا به نیاز ممکن است به حالت تله یا واید درآیند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/03/14ساعت   توسط علیرضا گلستانی عراقی  |